ترجمه مطبوعاتی

واژه هاي مطبوعاتی، press

افعال عبارتي يا Phrasal Verbs در مکالمات روزمره

افعال عبارتي يا افعال چند كلمه اي كه در انگليسي از آن به عنوان Phrasal Verbs نام برده مي شود، گروهی از کلمات  عمدتا دو كلمه اي و بعضا سه كلمه اي هستند که  در مجموع نقش یک فعل را اجرا ميكنند و شامل یک فعل اصلی و یک قيد یا یک حرف اضافه می باشند.  امروزه رواج و بكارگيري اين نوع افعال نه تنها در مكالمات روزمره، فيلمها و كارتونها، بلكه در متون خبري مكتوب، ديداري و شنيداري و مقالات نيز به نحو گسترده اي مورد استفاده قرار مي گيرد. بدون آشنايي با اين افعال عبارتي، فهم يك مقاله يا متن مطبوعاتي و يا حتي معني يك مكالمه چه به صورت زنده يا در قالب فيلم و كارتون براي شنونده امكان پذير نيست.

از سويي ديگر در ترجمه از فارسي به انگليسي اين افعال عبارتي هستند كه ميتوانند به كمك آيند و معادلهاي انگليسي  بسيار مناسبي براي كلمات مورد نظر ما باشند. براي مثال: آيا ميتوان براي من سر راهم يك سري به فلاني زدم، بايد با اين حقيقت كنار آمد، حس و حال اين كار را ندارم، بابا اين كارها از سن و سال تو گذشته،  عجب زد و قسر در رفت،‌ من كه اصلا نميتونم پا به پاش بيام خيلي تند ميره، من توي خيابان اتفاقي دوست قديمي ام را ديدم، تصادفي توي انباري به عكسي قديمي برخوردم، شلوارم بلند است بايد بدهم كوتاهش كنند، شام عالي اينجا سرويس دهي بدش را جبران كرد.... من مي آيم ورت ميدارم مي برم، مريضي ام رو به بهبود است، بايد از وقتي كه پاي تلويزيون ميگذارم كم كنم، به راحتي معادل پيدا كرد كه كاملا معني مورد نظرما را برساند؟ اینجاست که افعال عبارتی به کمک می آیند. کلمه ها و مثالهای زیر برای جملات فارسی بالاست كه در مكالمات روزمره بارها استفاده ميشود.

سرزدن كوتاه به كسي : drop in on (sb). I DROPPED IN ON my grandmother on my way home. call   on(sb) .   I called on Kamal in Rome.

كنارآمدن يا پذيرفتن : face up to. You must FACE UP TO reality.

 حس و حال كاري داشتن : feel up to. I don't FEEL UP TO going to work.

قسر در رفتن : get away with. He stole the money and GOT AWAY WITH it.

از سن و سال كسي گذشتن : grow out of. Maryam has GROWN OUT OF playing with dolls.

پا به پاي كسي رفتن : keep up with. You are going too fast! I can't KEEP UP WITH you!

به طور تصادفي ديدن : run into. I RAN INTO Sara in the supermarket yesterday.

تصادفی يافتن:come across (sth).I CAME ACROSS the old book in a second-hand bookshop. 

جبران چيزي را كردن : make up for. This wonderful dinner MADE UP FOR bad services.

كسي را برداشتن و بردن : call for (sb).  I'll CALL FOR you at seven, so be ready.

كوتاه كردن شلوار : take in. My trousers are too big, I have them TAKEN IN.

بهبودي از : get over. She has GOT OVER her illness now.

كم كردن از : cut down on. He had decided to CUT DOWN ON the time he spents watching TV.

نكته اي كه بايد در افعال عبارتي توجه داشت برخي از اين نوع افعال جدانشدني هستند يعني نميتواند بين آنها ضمير قرار گيرد در مثال call on در بالا اگر بگوييم .I called Kamal  on in Rome معني نخواهدداشت. برخي ديگر نيز فقط در حالت جداشدني معناي جديدي ايجاد ميكنند و بر حسب شخص يا شيئ نيز معناي آن متفاوت ميشود. به مثال زير گوياي اين تغيير است:  

raise a child

بزرگ كردن

My grandparents brought me up after my parents died.

bring someone up

start talking about a subject

 درمورد چيزي شروع به صحبت كردن

My mother walks out of the room when my father brings up sports.

bring up something

vomit                 بالاآوردن     

He drank so much that he brought his dinner up in the toilet.

bring something up

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجم دی ۱۳۸۹ساعت 11:6  توسط شاهرخ  |