دردسر واژه های انگلیسی پراکنده روی کاغذ و یاری دنیای مجازی
زمان نقل مکان یا اثاث کشی، یکی از سخت ترین کارها، کم کردن و پاکسازی انبوه کاغذها و نوشته ها و آرشیو بریده روزنامه یا مطالب انباشته شده در کیف و پوشه و لابلای کتابها است. در میان انبوه کاغذها و پاکتهای جورواجور ، واژه های انگلیسی نوشته شده روی و کارتهای مقوایی یا گوشه یک بریده روزنامه و معانی آنها از جمله مواردی است که نه می توان آنها را دور ریخت و نه می توان اطمینان داشت در گیرودار جمع و جور کردن اسباب، معانی و کاربردشان در ذهن بماند. خلاصه یکی از دلایل قدیمی و اصلی ایجاد این وبلاگ ، همین راحتی دسترسی به کلماتی است که یکبار و یا در زمانی برایم جالب بوده و قصد یادگیری آن را داشته ام. پس چند دقیقه وقتی یافتم تا این کلمات را برای مرور بعدی به اینجا انتقال دهم و با خیال آسوده آنها را دور بریزم.
stave off: to keep something away or keep something from happening. دفع کردن : "Diplomatic efforts by Iran designed to stave off a U.S. - supported push for a another set of Security Council sanctions over its nuclear program."
reinstate: to give someone back their previous job or position, or to cause sth to exist again. دوباره برقرار کردن , دوباره به مقام اولیه خود رساندن: "Iraq plans to reinstate 20000 ex-officers." (2010) "The Supreme Court reinstated the death penalty in 1976."
plagiarize: \ˈplā-jə-ˌrīz \ سرقت ادبی آثار دیگران to steal (the ideas or words of another) as one's own : use (another's production) without crediting the source. "The thesis of Austria's European Commissioner is to be examinned once more after an expert claimed that substantial parts were plagiarized."