ترجمه مطبوعاتی

واژه هاي مطبوعاتی، press

تحولات داخلی پاکستان

‍‍ژنرال پرويزمشرف روز شنبه ۳ نوامبر با اعلام وضعيت فوق العاده، قانون اساسي اين كشور را به خالت تعليق درآورد و رئيس دادگاه عالي را از كار بركنار كرد. همچنین در یک سخنرانی تلویزیونی، از تصمیمش برای اعلام وضعیت فوق العاده دفاع کرد و گفت نمی توانست اجازه دهد کشورش دست به خودکشی بزند. دراين ميان موج مخالفتها با اين اقدام غير قانوني مشرف آغاز شده كه در نوشته هاي روزنامه هاي يكشنبه پاكستان اين نارضايتي به چشم ميخورد و دامنه خشونت بین پلیس با وكلا و قضات بالا گرفته است. بي نظیربوتو هم پس از اینکه از بازداشت خانگی درآمده است دوباره به مخالفین دولت پیوست و اینبار با  جسارت بیشتری مردم را به مخالفت با مشرف ترغیب كرده و هم اکنون در لاهور بسر میبرد. مشرف هم سعی دارد به نحوی شدت این موج را کم کند...

beef up: افزايش/تقويت استحكامات  Security beefes up after emergencyin Pakistan

 

sack: دراینجا: اخراج کردن Musharraf sacked the nation's chief Justice

 

dislodge: کسی را از جای خود راندن Imran Khan is at the forefront of an opposition campaign to dislodge Musharraf.

 

benevolent: خیراندیش"Musharraf has been portraying himself as a benevolent dictator but now as he is pushed into corner he is showing his true colours" Khan said.

 

putsch: توطئه سازماندهی شده / محرمانه برای برانداختن حکومت Dawn newspaper's banner headline described the suspension of the counstitution on Saturday as " General Musharraf's Second Coup" following the first putsch that brought him to power in October 1999.

 

impending: قريب الوقوع  "Musharraf was only worried about an impending supreme court judgment in the legality of his victoryin an October 6 presidential vote"

 

dub:در اينجا: لقب دادن  another English-language newspaper dubbed the decleration of an emergency "Black Saturday"

 

heighten: شديد كردن، افزايش دادن The heightened Security was ordered after President Musharraf imposed a state of emergency.

bundle: با خشونت کسی را به سمتی بردن  Police bundled about 250 lawyers into waiting vans, an Associated Press reporter saw. At least two were bleeding from the head.

wildcat: غيرقانوني  Police used tear gas and batons against Bhutto's loyalists who staged wildcat protests and hurled stones.

prod: برانگیختن  این واژه قیلا در مطلب مربوط به پوتین  هم توضیح داده شده بود Top Democratic senators Saturday prodded / urged President George W. Bush to seek a "more effective" strategy for Pakistan, Afghanistan and Al-Qaeda, following the "deeply disturbing" actions of the Pakistani leader.

+ نوشته شده در  سیزدهم آبان ۱۳۸۶ساعت 14:39  توسط شاهرخ  | 

debut + مقاله اکونومیست

شروع به كار كسي (در پست جديد) واژه مخصوص به خودش را دارد.  از اين واژه براي مثال ميتوان به درستي جهت خبر نخستين حضور آقاي جليلي پس از انتصاب به دبير شوراي عالي امنيت ملي در پست مذاكره كننده هسته اي با اروپا استفاده كرد.

debut: آغاز كار, شروع بکارکردن the beginning of a career,course,etc. Iran's nuclear envoy debuts at EU talks

البته بايستي به نحوه تلفظ آن توجه كرد دي بيو  (دي هم به شكل di و هم به شكل day تلفظ ميشود) خوانده شده و حرف t نيز اصلا  تلفظ نميشود.


در نشریه اکونومیست ۲۷ اکتبر، موضوعات بیشتری به ایران اختصاص یافته بود. در یکی از این مقالات که به تغییرات در تیم مذاکره هسته ای پرداخته است، نویسنده مقاله ضمن بررسی کارنامه آقای لاریجانی و خصوصیات مثبت وی در مذاکرات گذشته، سعی درالقاء وجوداختلافاتی در نظام تصمیم گیری ایران دارد. البته به نظر من تیتر اصلی این مقاله و مخصوصاً تیتر فرعی آن آکنده از اغراض است! .. واژه expunge در این میان جدید بود.

 

stir: به واکنش واداشتن، به جنب و جوش انداختنThe resignation of Larijani has stirred of speculation about the direction of Iranian Policy at home and abroad.

expunge: محو کردن، نابودکردن، حذف کردن Larijani ran the state broadcaster for ten years and was noted for trying to expunge foreign influence from the airway.

 

+ نوشته شده در  یازدهم آبان ۱۳۸۶ساعت 17:17  توسط شاهرخ  | 

ناتمام گذاشتن سفر

بعد از بازگشت رئيس جمهور از ارمنستان، در خبرهاي خبرگزاريهاي داخلي و خارجي ضمن اشاره به بازگشت زودتر از موقع رئيس جمهور ، شاهد بكارگيري عبارات مختلفي براي فعل اين تيتر بوديم:

 در خبر اكثر خبرگزاريها، فعل دو قسمتي cut short به معناي "ناتمام گذاشتن، به يكباره متوقف كردن" آمده بود. واژه هاي ديگر عباتند از:‌wind up به معناي"پايان دادن" و returning at the planned time كه معناي آن مشخص است.

  • President  Ahmadinejad cut short his two-day visit to Armenia.
  • ranian President Mahmoud Ahmadinejad denied he had cut short an official visit to Armenia, saying the visit had in fact gone on even longer than scheduled.
  • Iran President winds up Armenia visit .
  • "The Iranian deligation is returning to Tehran at the planned time".
+ نوشته شده در  دوم آبان ۱۳۸۶ساعت 10:44  توسط شاهرخ  |