ترجمه مطبوعاتی

واژه هاي مطبوعاتی، press

مقاله كوهن

 پيشاپيش ،‌ فرا رسيدن عيد نوروز باستاني  و شروع سال ۱۳۸۸خورشيدي را به تمامي هموطنان تبريك مي گويم.

   حال و هواي نوروز،‌ از ديد روزنامه نگاران حرفه اي خارجي دور نمانده است. براي نمونه راجر كوهن روزنامه نگار كهنه كار انگليسي الاصل، در مقاله اخير خود در روزنامه هرالد تريبيون موضوع خود در خصوص ايرانيها و يهوديها را با صحبت از  نوروز و چهارشنبه سوري آغاز كرده است. بخشهايي از مطالب اين مقاله به همراه ترجمه فارسي آن به شرح زير مي باشد:

The Persian New Year, known as Norouz, is celebrated this month. Among its traditions is jumping over a bonfire while declaiming: "Take away my yellow complexion and give me your red glow of health."

سال نو ایرانی كه به نام نوروز شناخته مي شود،‌ در اين ماه جشن گرفته ميشود.. از جمله سنت های آن پریدن از روی آتش و گفتن جمله معروف : زردی من از تو و سرخی تو از من است.

One way of looking at Iran's particular calendar, its language and its Shiite branch of Islam is as forms of resistance against the Arab and Sunni worlds. Shiism has been a means to independence. The defense of Farsi against Arabic took the form of an epic, Shahnameh, by the poet Ferdowsi.

 تقويم خاص ايراني، زبان (فارسي) و مذهب شيعه آن به عنوان شيوه هاي مقاومت آنها در مقابل اعراب و جهان سني محسوب مي گردد. دفاع از زبان فارسي در مقابل زبان عربي به شكل اثر حماسي شاهنامه  فردوسي در آمده است.

 From Egypt to Algeria to Afghanistan, Islamist movements are radicalized by dreams of establishing everlasting dominion. In Iran, by contrast, life is a daily exercise in compromises that temper Islam with the demands of modern life.

 در حالیکه در کشورهای مختلف عربی از مصر تا الجرایر تا  افغانستان  اسلام گراها بدنبال بقدرت رساندن مدلی از اسلام تندرو هستند اما دقیقا بر خلاف آن، در ایران، زندگی روزانه نمادی از تلاش برای تطبیق و سازش دادن اسلام با شرایط جهان مدرن است.

 I think limitation-aware pragmatism lies at the core of the revolution's survival. It led to cooperation with Israel in Cold War days; it ended the Iraq war; it averted an invasion of Afghanistan in 1998 after Iranian diplomats were murdered; it brought post-9/11 cooperation with America on Afghanistan; it explains the ebb and flow of liberalization since 1979; and it makes sense of the Jewish presence.

عملگرائی ناشی از درک محدودیت ها چیزی است که ریشه ادامه حیات انقلاب اسلامی است. این امر منجر به همکاری با اسرائیل در دوره جنگ سرد شد، منجر به پایان جنگ عراق گردید، مانع حمله به افغانستان در سال 1998 پس از قتل دیپلمات های ایرانی گردید، منجر به همکاری با امریکا پس از يازده سپتامبر درخصوص افغانستان شد، دلايل فراز و نشيب ليبراليزه شدن از سال ۱۹۷۹ را توجيه كرد و منجر به درك حضور جامعه يهودي گرديد.

...

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۷ساعت 7:30  توسط شاهرخ  | 

اين 13 نفر

در شماره روز پنجشنبه ۱۹ فوريه (امروز) روزنامه San Francisco Chronicle آمده است. "يك هيأت حامي صلح بين المللي  از سانفرانسيسكو  جهت تقويت صلح بين ايران و امريكا، امروز وارد تهران مي شوند." (اينجا)

گروه 13 نفره متشكل از افراد موسسه امريكايي "رهپويان صلح" يا بزرگترين سازمان بين الاديان امريكايي است كه براي ترويج جهاني عاري از خشونت فعاليت مي كند. آقاي Hartsough يكي از پايه گذاران اين گروه در سانفرانسيسكو، پيش از اين سرپرستي چندين هيأت در سفر به ايران را بر عهده داشته است. 

A delegation led by international peace advocate David Hartsough of San Francisco is expected to land in Iran today for a weeklong mission to promote peace between that country and the United States.

The 13-member group was organized by Fellowship of Reconciliation, America's largest interfaith organization promoting global nonviolence. Hartsough, co-founder of the San Francisco-based Nonviolent Peaceforce activist group, has led several such delegations to Iran before.

به نظرم اين سفرها نتايج مثبتي دارد و مي تواند تصوير درست از فضاي كنوني ايران به مردم آمريكا ارائه كند. البته شايد هدف و نتايج مثبت ديگري هم در بر داشته باشد.

طبق اطلاعات مندرج در سايت اين موسسه، سابقه تاسیس موسسه انجمن رهپویان صلح ، به 91 سال پیش برمیگردد. در سال 1914 میلادی، درست زمانی که اروپا در آستانه  ورود به جنگ جهانی اول بود، چندین کلیسای مسیحی از کشورهای مختلف اروپایی به طور مشترك کنفرانسی در آلمان برقرار کردند تا به راه حلی برای جلوگیری از بروز جنگ دست یابند. در میانه کنفرانس، خبر رسید که جنگ آغاز شده است و شرکت کنندگان به ناچار مجبور شدند اجلاس را نیمه کاره رها کرده و با عجله راهی کشورهای خود گردند.

 در ایستگاه قطار شهر کلن آلمان، جایی که شرکت کنندگان در اجلاس منتظر قطار بودند تا به شهر و دیار خود بازگردند،دو تن از شرکت کنندگان در آن اجلاس نافرجام- یک کشیش آلمانی و یک کشیش انگلیسی- درست پیش از وداع از یکدیگر عهد کردند تا سازمانی را تشکیل دهند که بتواند راه حلی برای ختم جنگ پیدا کند. بدین ترتیب موسسه انجمن رهپویان صلح در آن لحظات دشوار و در آن ایستگاه قطار  پا به عرصه وجود گذاشت.

 درخصوص موضع اين موسسه در قبال  سياستهاي آمريكا نيز چنين اشاره شده است:  هرچند موسسه ما یک سازمان آمریکاییست،  اما باید تاکید نمود که مواضع ما بسیار متفاوت – و بعضا متضاد با- سیاست های رسمی حکومت آمریکاست.بعنوان یک اصل کلی، موسسه ما از بدو تاسیس تاکنون همواره تاکید داشته است که همه انسانها، جدای از ملیت، نژاد، مذهب و جنسیت شان با هم برادرند و باید به هر وسیله ممکن از بروز جنگ بین آنها ممانعت بعمل آورد. از این رو ما همواره با اقدامات جنگ طلبانه دولت آمریکا بر علیه سایر ملل مخالفت ورزیده و تاکید داشته ایم که هرگونه جنگ و خشونت، با آرمان برقراری صلح جهانی مغایر است.

در خصوص همكاري اين موسسه با ايران هم چنين آمده است: انجمن رهپویان صلح ، فعالیت های خود در زمینه امور ایران را از اوایل سال 1384 خورشیدی آغاز نمود.  هدف اصلی ما، آشنا نمودن مردم آمریکا با کشور و جامعه ایران و یافتن راه کارهایی برای پایان خصومت بین ایالات متحده آمریکا و ایران است.  ما بر این باوریم که مردم ایران، خواهران و برادران ما هستند و هیچ گونه کینه و عداوتی میان ما و آنها وجود ندارد. از این رو موسسه ما، بهمراه موسسه مسلمان صلح دوستان آمریکا دست به دست هم داده تا فصل جدیدی را در تاریخ روابط دیرینه دو ملت آغاز نمایند.

+ نوشته شده در  یکم اسفند ۱۳۸۷ساعت 8:7  توسط شاهرخ  |