تبليغاتX
Iran describes nuke Geneva Talks as 'constructive'

ترجمه مطبوعاتی

ترجمه مطبوعاتی

واژه هاي مطبوعاتی، press

تا بحال کمی به سازوکار مطبوعات دقت کرده اید؟ از هر زاویه ای آن را بنگرید، جذاب است. اگر از دید واژه های مربوط به مطبوعات هم به دنیای خبر  و خبرنگاری نگاه کنید، با دنیای بسیار زنده، پویا و در عین حال سازمان یافته ای برخورد میکنیم. البته باید اذعان داشت که دنیای خبر و کار خبری مانند شمشیر دو لبی است که در صورت بکارگیری نادرست آن میتواند اثرات منفی زیادی به بار آورد....

اخیرا استاد گرامی، جناب آقای پورنجف ایمیل در کلاس "تجزیه و تحلیل خبر" مباحث بسیار جالبی را در مورد خبر و خبررسانی ارائه کردند که حتی برای افراد غیر متخصص ولی علاقمند به زبان انگلیسی، بسیار  جالب توجه می باشد. از اینرو بخشهایی از آن مطالب، جهت دسترسی و استفاده سایر دوستان در اینجا طرح میگردد.

Afganistanism : a news dealing with distance issue & events rather than domestic issue.

با تیتر شدن اخبار مربوط به افغانستان، بسیاری از موضوعات و خبرهای داخلی امریکا تحت الشعاع قرار گرفته و کاربرد آن زمانی است که یک دولت برای انحراف افکار عمومی، موضوعی که خارج از مرزهای خود اتفاق افتاده است را به صورت تیتر اول خبر رسانه ها قرار می دهد. این واژه پس از شروع جنگ امریکا و ائتلاف در افغانستان و تلاش دولت برای انحراف افکار عمومی آن کشور از موضوعات داخلی به مبارزه "مهم"علیه تروریسم و طالبان، به عنوان یک واژه جدید به فرهنگ لغات مربوط به مطبوعات اضافه گردید.  

Angle: make focus of attention on sth impose an idea.  Repeating or single out sth. Syn:Agenda setting

هنر برجسته سازی یک فرد از طریق تکرار مکرر نام و مشخصات وی در یک خبر. این کار ابتدا توسط شوروی سابق و خبرگزاری تاس در خصوص زمامداران شوروی بکار برده می شد. با تکرار نام یک شخصیت سیاسی (خروشچف) در یک پاراگراف خبر، ناخواسته در ذهن مخاطب نقش می بندد.این هنر را شبکه های خبری معروف دنیا خوبی بکار میگیرند و هنوز شبکه ایتارتاس از این شیوه برای ماندگارکردن شخصیتهای سیاسی مورد نظر خود استفاده میکند(برای مثال بارها نام لاوروف را با تاکید میگوید در صورتی که میتواند برای اسم بردن از ایشان به "وی" یا "وزیر خارجه روسیه" اکتفا کند).

Banner: important issue base on different stands of editorial.

در فرهنگ لغات به معنای نشان و علامت بکار رفته شده اما در اینجا به معنای تیتر اصلی روزنامه میباشد که نشاندهنده نگرش و دیدگاه مسئولین نشریه می باشد. از طریق بنر یک روزنامه حتی میتوان نوع خط و خطوط آن را تشخیص داد. مثلا زمانی که موضوع تظاهرات علیه اظهارات رئیس جمهور در خصوص "افسانه بودن هولوکاست"، بجای خبر مربوط به خود خبر درج گرددعنوانBannerدرج شود، میتوان میزان وابستگی آن روزنامه را به صهیونیسم تشخیص داد.

Crop: to bring other peice of news from other news agancies (The same as "What else" column in IRAN DAILY).

در اصل به معنای غله است. اما در اینجا به معنای درج مطلبی عینا از یک یا چند روزنامه با ذکر نام روزنامه است.

Date-line: Source of news,By-line: Name of the  authour or the exact place of news originated.

یک خبر وقتی از اعتبار بیشتری برخوردار می شود که منبع، نویسنده و یا محل تهیه آن نیز مشخص باشد.

Dispaches: mixes all of the similar & repetitious news about one event and issues that is merged by a journalist.

در اصل به معنای اعزام است اما در اینجا به معنای مجموعه خبرهای مشابه و تکراری در مورد یک رویداد است که توسط خبرنگار مورد استفاده قرار گرفته و به قول معروف یک کاسه شده و تحت عنوان یک خبر ارسال گردد.

Ear: Located on top of the Right hand corner & left hand corner of newspapar

از این جهت "گوش" نامیده میشود که جایگاه آن در دو قسمت چپ و راست بالای روزنامه قرار گرفته است. نشاندهنده سایر موضوعات مهم درج شده در یک روزنامه است که میتواند مخاطب را به سوی خود جلب کرده و نهایتا خریداری گردد.

Masthead: people who running a newspapar (Identifications of Editorial Group), newspapar, Address,...

به قسمتی از روزنامه یا نشریه (اصولا در صفحه دوم) گفته میشود که مشخصات اداره کنندگان آن درج شده باشد.

Lead: first paragraph is leading paragraph; core of a news. There are 3 kinds of Leads: 1)hard lead: most prominent and serious things in an article, 2)scenic lead: provides picture. 3)delay identification lead: sth is not present in this information, "Who" is missed

به مهمترین و اصلیترین بخش یک خبر گفته میشود که بیشتر در اولین پاراگراف لحاظ میشود. در سه قالب ارائه میشود: هسته خبر، ارائه منظور با درج یک تصویر و خودداری کردن از ذکر فوری نام منبع خبر

Lible: defame a person or group, slander(verbal) , defamation( written)

شیوه افترا زدن به یک شخص یا گروه، اگر افترا در رسانه های مکتوب باشد  defamation، و اگر در رسانه های دیداری و شنیداری باشد slander نامیده میشود.

+ نوشته شده در  سوم خرداد 1385ساعت 12:59 توسط  شاهرخ   | 

  

Webster's Online Dictionary
with Multilingual Thesaurus Translation

     

  English      Non-English