تبليغاتX
Iran proposes fuel swap on Kish island

ترجمه مطبوعاتی

ترجمه مطبوعاتی

واژه هاي مطبوعاتی، press

 

در بخش آموزش زبان بی بی سی خبری در رابطه با با اعلام قصد کناره گیری تونی بلر نخست وزیر بریتانیا ، و جلب شدن توجهات به گوردون براون جانشین احتمالی وی بود که به خاطر مفید بودن واژه ها و عباراتی که در آنجا توضیح داده شده بود عیناًً در این یادداشت منعکس شده است.

 The surest bet in British politics at the moment is that Gordon Brown - the man who's been in charge of Britain's economy for the last ten years - will become the next prime minister. Mr Brown's views on economic matters are pretty well established and internationally he's known among finance ministers for his grasp of detail and his intellectual rigour.

He understands the importance of Britain's traditional alliance with the United States, but will want to subtly distance himself from President Bush. When asked in an interview for Time magazine if the president was a man he could do business with, Mr Brown was rather non-committal. His natural allies are to be found among Mr Bush's political opponents in the Democrat party.

On Europe he's known to be sceptical about further EU integration and worked to prevent Britain joining the single currency, the Euro. He's barely disguised his frustration at European bureaucracy, but is thought to be an admirer of Nicolas Sarkozy and Angela Merkel.

In other areas he's been notoriously reticent about his preferred policies. In fact one of the main criticisms of Mr Brown is that throughout the last ten years he's been particularly adept at avoiding association with some of Mr Blair's more controversial decisions. Domestically Mr Brown is likely to portray his style as both more frugal and more transparent than before. Supporters of Tony Blair are suspicious that he'll take the party back towards its more traditional socialist roots. Opinion polls suggest that the British electorate is wary of Mr Brown and a claim by a former official that he is "Stalinist" in his management style didn't help. The public are unlikely to love Gordon Brown but they may respect him.

Jon Devitt, BBC

The surest bet در اینجا: محتمل ترین پیش بینی، چیزی که احتمال اتفاق افتادن آن بسیار زیاد است

grasp of detail درک خوب مسائل اعم از مهم و جزیی

intellectual rigour انضباط فکری

non-committal کسی که خود را به چیزی متعهد نمی کند

reticent خوددار، تودار

adept at متخصص بودن در....، مهارت داشتن در

to portray his style نشان دادن و توصیف کردن شیوه کاری اش

frugal صرفه جو، مقتصد

transparent روشن، شفاف، بی پرده

+ نوشته شده در  بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:51 توسط  شاهرخ   | 

    سفر روح آدمی را صیقل میدهد و طبیعتا در این سفرها اولین چیزی که به حاشیه میرود هیاهوی زندگی ماشینی، اخبار مطبوعات و سیاست میباشد. و اگر این سفر در اردیبهشت باشد و مقصد شیراز، علاوه بر این، حسی آمیخته با احترام و افتخار به ایرانی بودن انسان را در برمی گیرد.

   حضور در کنار فضای جان پرور و عطر آگین آرامگاه حافظ و سعدی، دیدار از بناهای تخت جمشید و پاسارگاد و نقش رستم و نقش رجب بر هر ایرانی مخصوصاً نسل جدید ما بسیار ضروری است. در اینجاست که میتوان خود را باور کرد و در برابر القائات تحقیرکننده مانند فیلم ۳۰۰ مصونیت پیدا کرد... بارها به این مکان سفر کرده ام اما هربار بیش از گذشته شیفته دیدار از آنجا و کسب اطلاعات تاریخی در این حوزه هستم... فرزندان ما بایستی این مکانها را از نزدیک ببینند تا در زمانه ای که ملتهای مختلف سعی در هویت سازی داشته و برای این کار از پیشینه تاریخی و فرهنگی ما نیز  "سرقت" میکنند، بدانند که چه سرمایه عظیمی پشتوانه آنها قرار دارد. 

تخت جمشید (برای وضوح بیشتر با راست کلیک آدرس عکس را در پنجره جدید بازکنید)

یکی از چهار تصویر حکاکی شده در نقش رجب : کرتیر موبد بزرگ ساسانی که نماد قیچی روی کلاه وی هویتش را برای ایران شناسان آشکار کرد.

+ نوشته شده در  بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 5:49 توسط  شاهرخ   | 

خوشا شیراز و وضع بی مثالش                     خداوندا نگه دار از زوالش

به شیراز آی و فیض روح قدسی                     بجوی از مردم صاحب کمالش

   

+ نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 6:4 توسط  شاهرخ   | 

 انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه بحث داغ مطبوعات است. با توجه به اینکه در بخش آموزش زبان انگلیسی سایت بی یی سی مطلبی در این خصوص آمده بود، این بار واژه ها و خبر مربوط به انتخابات را ازآنجا نقل میکنم (ظاهراً دسترسی به این بخش مفید بی بی سی نیز بخاطرفیلترینگ امکان پذیر نمیباشد).  

run-off: در اینجا: دور نهایی رای گیری incumbent: کسی که در حال حاضر عهده دار پست و مقامی است 

Unlike five years ago when the presidential run-off in France offered a choice between a centre-right incumbent, Jacques Chirac, and a far-right politician, Jean-Marie le Pen, this time voters will face a more classic choice between Right and Left.

to shore up: تقویت کردن core support: در اینجا: کسانی که همواره به یک حزب رای می دهند، حامیان اصلی to appeal to: جلب حمایت را کردن، مورد توجه قرار گرفتن opted for: انتخاب کرد، به ... رای داد pragmatism: پراگماتیست، واقع بین، عمل گرا

In the coming two weeks, both Mr Sarkozy and Ms Royal will have a difficult challenge. On the one hand, they'll want to shore up their core support on the Right and Left but, on the other hand, they'll need to appeal to the nearly one-fifth of voters who opted for the centrist candidate, Francois Bayrou, in the first round. Mr Bayrou's message was one of unity and pragmatism and both the candidates are certain to be stressing those themes.

inclusivity: فراگیری، شامل همه بودن  stark: در اینجا: کاملا مشهود بودن، stark contrast تضاد شدید  totally uncharted territory: وضعیت کاملا تازه و بی سابقه

It's hard to imagine two more different personalities than Mr Sarkozy, the former hard-line Interior Minister who leads from the front, and Ms Royal who promises a new style of leadership based on inclusivity. The policy contrast is also stark. Mr Sarkozy wants the French to work harder and pay less tax, is promising to curb union powers and a crackdown on young offenders. Ms Royal would maintain and improve France's welfare state, raise the minimum wage and, as she has put it, "reform the country without breaking it". Her election would also, of course, take France into totally uncharted territory - with a woman as president for the first time in the country's history.BBC

+ نوشته شده در  پنجم اردیبهشت 1386ساعت 9:40 توسط  شاهرخ   | 

   در خبر رویتر آمده بود که مردم واشنگتن بالاخره بعد از دو قرن احساس ناخوشایند "شهروند بدون حق رای در کنگره" را پایان یافته تلقی خواهند کرد و این امکان وجود دارد که نمایندگان منتخب آنان همانند سایر شهرها و ایالتها بتوانند در جریان انتخابات و سایر مسایل سیاسی که در کنگره امریکا تصمیم گیری شود مشارکت نمایند.

   خوب!  این خبر شاید برای  بسیاری که به سیستم سیاسی امریکا آشنا نباشند گنگ و نامفهوم باشد. پس لازم است توضیحاتی را به طور خلاصه در خصوص تاریخچه واشنگتن، و سهمیه بندی هر ایالت در کنگره و سنا ارائه کنم.

   از سال 1785 که محل کنگره از فیلادلفیا به نیویورک انتقال یافت، این شهر به طور موقت به عنوان مرکزیت ایالات متحده امریکا انتخاب گردید اما در سال 1790 دوباره به فیلادلفیا که در جنگهای استقلال نقش اساسی ایفا کرده بود بازگشت. در این هنگام دولت فدرال در فکر استقرار در منطقه ای خارج از ایالات سیزده گانه اولیه بود تا هیچ یک از ایالات به بهانه استقرار پایتخت در خاکش، نسبت به سایرین برتری پیدا نکند، سرانجام با تانتخاب و تدارک اراضی خاص به نام حوزه کلمبیا District of Colombia  در منطقه ای بین دو ایالت مریلند و ویرجینیا، در سال 1800 قوای سه گانه دولت فدرال به پایتخت جدید (که به نام اولین رئیس جمهور این کشور واشنگتن نامیده شد) انتقال می یابد. این بخش یعنی حوزه کلمبیا و واشنگتن از نظر قانونی ایالت محسوب نمیشود.

   در کنوانسیون فیلادلفیا (1789)سیستم کنفدراسیون مرکب از 13 دولت حذف شد و بجای آن سیستم فدرال و ایالتی پایه ریزی گردید. در این کنوانسیون، دیدگاههای متفاوتی در خصوص تعداد نمایندگان هر ایالت وجود داشت: دولتهایی که جمعیت بیشتری داشتند معتقد بودند که تعداد نمایندگان در قوه مقننه باید بر اساس جمعیت باشد، دولتهای کم جمعیت از ترس اینکه در نظام فدرال در اقلیت قرار گیرند خواستار تساوی تعداد نمایندگان بودند. در نتیجه قرار شد سیستم دو مجلسی Bicameralism System  ایجاد شود: کنگره ای مرکب از دو مجلس یکی بر مبنای تعداد جمعیت (نظر ایالتهای بزرگ) و یکی بر مبنای تساوی بین ایالات (نظر ایالتهای کوچک)  مجلس اول: مجلس نمایندگان که در ابتدا برای هر 10 هزار نفر یک نماینده و اکنون برای هر 600 هزار نفر یک نماینده دارند. مجلس دوم: مجلس سنا است که بدون توجه به جمعیت، در آن هر ایالت به طور مساوی دو نماینده (سناتور) دارد.

    حوزه کلمبیا یا واشنگتن دی سی هم در این تقسیم بندی نماینده داشتند اما نمایندگی آن بیشتر صوری بوده و فقط از حق شرکت در جلسات کنگره – بدون داشتن حق رأی– برخوردار بودند تا اینکه در 1961سهمیه انتخاب کننده (الکترال)  به این حوزه اعطا میشود که معادل کوچکترین ایالت امریکا بود.

   اطلاق پایتخت جهان آزاد به واشنگتن که خود نمیتوانست در رأی گیری ها حقی داشته باشد، به عنوان نقطه سیاه دموکراسی در امریکا از ابتدا مطرح بوده است.

       دو نکته جالب در این خبر به چشم میخورد: ۱) یکی از تقاضاهای اعلام شده، افزایش تعداد نمایندگان واشنگتن از یک به دو بخاطر افزایش جمعیت میباشد (یک نماینده برای واشنگتن و یک نماینده برای یوتا) حوزه کلمبیا یا واشنگتن دی سی مرکز سیاهان (طرفداران سنتی حزب دموکرات) است. سایر مردم این منطقه نیز از  بیشتر از طرفداران حزب دموکرات هستند. مخالفت بوش جمهوریخواه نسبت به افزایش یک نماینده به این حوزه  در سالهای اخیر نیز بیشتر به همین دلیل بوده است. ۲) تضعیف حزب جمهوریخواه در آستانه سال انتخابات ریاست جمهوری و چالش بوش با کنگره و علم به این موضوع که بوش نمیتواند در حال حاضر جدای از چالش با کنگره در خصوص عراق، بر سر موضوعی دیگر با کنگره در افتد  این فرصت را برای طرح موضوع و به رأی گذاشتن آن فراهم کرده است.

  یکی از واژه های قابل توجه این خبر grass-root است که به معنای مردم عادی - محلی می باشد.

... a determined grass-roots movement, a Democratic-controlled Congress, a weakened Republican president and a compromise involving far-away Utah has raised hopes that D.C.

منبع خبر انگلیسی:  رویتر

 منبع توضیحات فارسی: کتاب "سیاست و انتخابات در ایالات متحده امریکا" دکتر سید محمد طباطبایی

+ نوشته شده در  یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:47 توسط  شاهرخ   | 

  

Webster's Online Dictionary
with Multilingual Thesaurus Translation

     

  English      Non-English