(داخل پرانتز) : ظاهراً کلمه tabloid که در اینجا برای روزنامه جنجالی (نشریات زرد) بکار گرفتم ، موجب شد برخی دوستان عزیز تذکر دهند که معنای آن بیشتر به قطع و اندازه روزنامه ارتباط دارد تا محتوای آن. البته دوستان عزیز دیگری ضمن تایید این معنا، قطع رونامه را به عنوان معنی دیگر آن مورد اشاره قرار دادند. ضمن تشکر، اجازه بدهید برای دوستان مطبوعاتی، رادیو تلویزیونی، خبرنگاران، و در مجموع " اصحاب رسانه" که مخالف معنای به کار گرفته در اینجا هستند توضیحی را اضافه کنم:
در عالم مطبوعات، جدای از معنای تابلوید به عنوان روزنامه در قطع کوچکتر(25 در 37سانتیمتر)، از این واژه برای توصیف روزنامه های جنجالی و عامه پسند نیز استفاده می شود. این نوع نشریات، به دنبال موضوعاتی هستند که برای عوام جذابیت زیادی دارد، استفاده بیش از حد از عکس، رخنه در زندگی شخصی سیاستمداران، ورزشکاران و هنرپیشگان و برملا ساختن برخی از نکات پشت پرده آنها، داستانهای جنایی به صورت پاورقی و ... شاید در ابتدا نشریات زرد یا جنجالی ابتدا بیشتر در قطع کوچکتر از روزنامه های عادی چاپ میشدند و به تدریج برای همه روزنامه های جنجالی صرفنظر از قطع آن بکار گرفته میشود. بنابراین به نظر می رسد نه تنها تفاوتی بین Yellow Newspaper و Tabloid Newspaperوجود ندارد. ضمن اینکه منبع من در بکارگیری این کلمه نه واژه نامه و کتاب، بلکه کلامی است که خود از افراد انگلیسی زبان شنیده ام. ضمن تشکر از همه دوستان، خاطره ای نقل کنم.
استادی داشتیم که در تدریس زبان مطبوعاتی بسیار با انرژی و با حرکات خاص فیزیکی تدریس میکرد. یکبار میخواست کلمه ای رادر بحث خود بگوید که به آن اعتقاد نداشت پس به صورت Body Language با بالابردن دستها تا نزدیک گوشها و خم کردن انگشتان سبابه اش علامت quote on quote را نشان داد. در آن لحظه، و با دیدن این حرکت بعضی خندیدند. پس ایشون توضیح دادن که " Dear Friends, I emitated from educated and native english persons من فقط از افراد تحصیلکرده و بومی انگلیسی تقلید میکنم.
بنابراین اصولی ترین نحوه بکارگیری لغات و اصطلاحات زبان، از طریق مشاهده سخنرانیها، فیلمهای خبری و سینمایی، و اخبار به زبان انگلیسی میباشد.
با تشکر از دوستان 26/1/86
(3) انگلیسیهای...
بعد از خبر ناگهانی بخشودگی ۱۵ ملوان و نظامی انگلیسی از سوی رئیس جمهور، برخی رسانه های غربی و تحلیلگران انتظار داشتندانگلستان قضیه را ادامه ندهد و در عوض تلاش برای برقراری تماسهای سازنده بین دو کشور صورت گرفته و از آن برای بستری جهت ادامه مذاکرات هسته ای، که به بن بست رسیده است، استفاده شود. اما این آلبیون پیر، راه پر مکر خود را در پیش گرفته و با آماده سازی ۶ تن از این افراد برای تکذیب هر آنچه گفته بودند نشان داد که حسن نیتی ندارد.
چاپ خاطرات تنها زن نظامی دستگیر شده در یکی از نشریات زرد (tabloid) اما پرشمارگان انگلیس که با دروغ و اغراق همراه شده خاطر هر ایرانی را مکدر میکند. الفاظ به کار گرفته شده در توصیف ایرانیها و ۱۳ روز بازداشتش در ایران، مشمئز کننده تر از هر ضد تبلیغی است...
خبر جدید، واژگان جدید. نکته جالب توجه در مورد واژه های موجود در خبر خبرگزاری AP اینست که تعدادی از آنها در معنای اصلی خود به چیز دیگری اشاره دارند مثل : cock: خروس ، ram: قوچ ، train: آموزش. توضیح واژه ها به همراه مثالهایی از خود متن خبری به شرح زیر است:
ominous: بدیمن ، شوم Sth that omnious id worrying or frightening because it makes you think that sth unpleasant is going to happen. They said their captors also lined them up against a wall one night to the ominous sound of weapons cocking behind their heads.
cock: ضامن اسلحه را کشیدن to set the hammer of (a gun) in firing position. the ominous sound of weapons cocking behind their heads.
ram: به نقطه مقصود رساندن drive into. "They rammed our boats..." He said.
train: نشانه رفتن aim a gun or camera at sth and keep it pointed toward them. "They rammed our boats and trained their heavy machine guns, RPGs and weapons on us. Another six boats were closing in on us," He said.
disavow: برائت جستن، ردکردن، نفی کردن If you disavow sth, you say that you are not connected with it or responsible for it. Carman, who was one of the captives who appeared in Iranian videos seeming to admit being in Iran's waters, disavowed his earlier comment.
واژه ای که پس از بخشودگی این 15 نفر، به قول معروف شاه بیت تیتر رسانه های غربی شده است، کلمه ordeal میباشد که معانی مغرضانه ای را القاء میکند. (اینجا)
ordeal: کار شاق unpleasent and difficult experience. "British sailors fly home after Iran ordeal".

